اصلاحات نیوز

چرا هاشمی گفت «دیگر می‌توانم راحت بمیرم»

هاشمی رفسنجانی از یک سیاستمدار در میدان تبدیل به یک رییس جمهور ساز و مجلس ساز تبدیل شد.

به گزارش اصلاحات نیوز: هاشمی به دلیل سکته قلبی راهی بیمارستان شد. حال وی وخیم است. آیت‌الله هاشمی درگذشت. این سه تیتر که به سرعت و پشت سرهم شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها را درنوردید تا زین پس برای یکی از استوانه‌های اصلی انقلاب بنویسم مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی.

مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشت. او تنها سیاستمداری در ایران است که هم رییس جمهور بوده است، هم رییس مجلس، هم رییس مجلس خبرگان و هم رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام. به اینها فرماندهی جنگ، وزارت کشور و محرم راز امام و رهبری را هم اضافه کنید.

او همیشه در میانه میدان بود که نمونه آخر آن انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ بود. انتخاباتی که در آن حاضر شد و رد صلاحیت شد. این عدم حضور در انتخابات باعث شد تا هاشمی رفسنجانی آخرین نقش عمر سیاسی خود را در دهه ۹۰ بازی کند.

هاشمی رفسنجانی از یک سیاستمدار در میدان تبدیل به یک رییس جمهور ساز و مجلس ساز تبدیل شد. هاشمی بعد از عدم تایید صلاحیتش در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ تصمیم گرفت از روحانی حمایت کند. او تمام قد وارد صحنه شد با همراهی خاتمی از روحانی حمایت کرد و زمینه به قدرت رسیدن یار دیرین خود را فراهم کرد.

در حالی که بعد از سیاست‌های ضد هاشمی، احمدی نژاد و اصول‌گرایان بسیاری بر این باور بودند هاشمی به پایان رسیده است. هاشمی بازهم قدرت خود را به مخالفانش نشان داد. روحانی تمام اصول‌گرایان را کنار زد و راهی پاستور شد. نه تنها هاشمی به پایان نرسید بلکه نزدیک ترین سیاستمدار در ایران به او راهی ریاست جمهوری شد.

به جرات می‌توان گفت هاشمی از اولین سیاستمدارانی بود که خطر احمدی‌نژاد برای کشور را متذکر شده بود. خود احمدی‌نژادی‌ها هم هاشمی را مخالف شماره یک خود میدانستند. هاشمی به خاطر این که تفکر احمدی‌نژاد را برای کشور خطرناک می‌دانست، تمام تلاش خود را انجام داد تا خرداد ۹۲ نقطه پایانی باشد بر عصر احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادی‌ها.

هاشمی که در این سال‌ها تبدیل به یک اصلاح طلب تمام عیار شده بود در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری هم نقش بسزایی بازی کرد. تمام کسانی که در این سال‌ها هاشمی را مورد هجمه قرار می‌دادند و راه او را از راه انقلاب جدا می‌دانستند، به واسطه لیست‌هایی که هاشمی برای این دو انتخابات آماده کرده بود از رسیدن به این دو مجلس بازماندند.

این سه انتخابات نشان داد که هاشمی در صحنه سیاست چه شطرنج باز ماهری بوده است.

هاشمی توانست در دهه پایانی عمر خود تغییرات زیادی در قوه مجریه و مقننه ایجاد کند.به زبان ساده تر می‌توان گفت پایان عصر احمدی نژاد و احمدی نژادی‌ها در ایران باعث شد تا او در مراسم رونمایی از کتاب «زندگی و زمانه» بگوید: «دیگر می‌توانم راحت بمیرم.»

/عصر ایران

با دیگران به اشتراک بگذارید
  1. حسین گفت:

    خدا رحمتش کنه.ناراحتی همه طرفداران واقعی ایشان اینست که مظلومانه از دنیا رفت.صدا و سیما خیلی جفا کرد.الان حرف زدن توهین به شعور ملت است.

  2. ناشناس گفت:

    چه زیبا هم پایان خود را پیشزبینی کرد . واقعا هم راحت درگذشت . از قدیم آدم های خدا پرست می گفتند خدایا شب تب و صبح مرگ یعنی مرگ آسان و چه آسان از دنیا رفت . متاسفم که الان بجز دو و سه نفر که آقای خاتمی و روحانی و ناطق که نمچه شاگرد هاشمی اند دیگه کسی مثل او پیدا نمی شود .

  3. نادر گفت:

    اولین تخریب چی های آقای هاشمی همین دوم خردادی ها و اصلاحاتی ها هستند که بعد از روی کار آمدن خاتمی ، هشت سال فقط بر علیه او تاختند و او را بدنام کردند و همه زحماتش را بر باد دادند خودشان هم سودی به این کشور نرساندند
    احمدی نژاد را وسیله قرار دادند و فقط به جهت این که احمدی نزاد در انتخابات ریاست جمهوری از هاشمی پیش افتاد ، بر ناقوس جنگ با فکر احمدی نژاد کوبیدند و هرچند هاشمی را بازیچه قرار دادند و باز هم بر علیه او کار کردند احمدی نژاد یک ملت را که بیست و چهار ملیون رأی بهش داده بود را داشت ولی اینها به رأیش احترام نگذاشتند ، بر علیه دولتش تاختند و در امر معاش و اقتصاد مردم ، در کار دولت، از همه بدتر، بر روح و روان و آسایش مردم و نظام ولایی تاخت کردند و دولت به وسیله حواشیی که پیدا کرد، از قدرتش کاسته شد، تحریمهای دشمن هم افزوده شد، بر مردم فشار آمد، احمدی نژاد در دور دوم خیلی موفق نتوانست باشد، ولی اگر از احمدی نژاد حمایت می کردند بهش کمک می کردند الآن وضع مردم این طور نبود.
    اینها فقط حس مردم سالاری می گیرند، مردم هم آزادی دارند، هم استقلال . پس شعار آزادی برای چیست؟ مردم عدالت می خواهند، اقتضاد خوب می خواهند جوانها کار و زندگی و ازدواج می خواهند رفاه می خواهند ، مردم در سایه رهبری خوش و خرمند و آزادی و استقلال دارند لزومی ندارد کسی به اینها آزادی دیگری بدهد،
    آزادی را آقای دوم خرداد داد و فهمیدم آزادی یعنی ولنگاری و توهم بندگی در مقابل کدخدای استکبار،
    خدا بر هاشمی رحمت کند ولی همه اینها را دید و سکوت کرد و گاهی هم بر خلاف موج انقلاب و ولایت رفت ولی مردم باز دوستش دارند و رهبر دلسوز اوست

  4. khwv گفت:

    احمدی نژاد و راهش که همان راه آزادی انسانهای آزاده از چنگال امپریالیسم و سرمایه داری مدرن که از خدمت به مردم، فقط شعار و حس گرفتنشان باقی مانده، هنوز زنده اند و زنده باقی خواهند ماند . این احساسات و ابراز علاقه به یار خدوم انقلاب آقای هاشمی، یک وظیفه انسانی است که باید تشکر کرد ولی نباید توهم کرد که همه کارهایش درست بوده و نتوان نقد کرد همچنان که همه رؤسای جمهور و سایر مسئولین را هم باید نقد کرد و نباید مثل کودکان زود زیر گریه زد و به این همه مردم منتقد از اندیشه های سرمایه داری که مردم را اصلا به حساب نمیاورند و بار گرانی و بیکاری و فقر و فحشا را در جامعه می بینند و حاضر نیستند یک لحظه لااقل با این مردم بیچاره صحبت کنند لااقل احمدی نژاد این حس را داشت که در میان مردم بود هرچند برخی سیاستهایش هم غلط بود
    خدا آقای هاشمی را رحمت کند و همه ما را ببخشد

  5. ناشناس گفت:

    هاشمی یک راه وراهش بی منتهاست اندیشمندی بزرگ که شاگردانش وهمراهانش راهش راادامه میدهند

  6. ناشناس گفت:

    اسوده باش اقای من درنبودت قلبم می سوزد چکار کنیم.

نشست ها و جلسات

آرشیو»
  • khamenei
  • hashemirafsanjani
  • president